تبليغاتX
افسانه


زخم کهنه


امروز دلم خیلی گرفته .
بغض راه گلویم را گرفته .
آخه زخم کهنه ی 25 ساله ی دلم سرباز کرده.
گاهی وقتا با شنیدن یا دیدن بعضی حرفا یا چیز ها ...
زخم کهنه ی قلبم سرباز کرده .
آسمان نیز با دیدگانم هم صدا شده و می بارد .
+ نوشته شده توسط افسانه در دوشنبه بیست و چهارم مهر 1385 و ساعت 0:40 |
 

از اینکه مدتی نبودم از همه ی دل سوختگان پوزش می طلبم .

راستی سهم شما از زندگی چیست ؟

ساختن ؟

سوختن ؟

سوزاندن ؟

باختن ؟

بردن ؟

...

نمی دانم .

ولی ایکاش بسان من نبود .

ایکاش :

شبتان بسان شب من بی ستاره نبود .

غمتان بی بهانه نبود .

لبتان . لب خاموش نبود .

دلتان با غصه هم آغوش نبود .

...

خونه ی دل واسه دردام تنگ شده

دل عاشقش واسه من سنگ شده

دیگه زندگی واسم بیرنگ شده

همه حرفاش پر نیرنگ شده

 

 

+ نوشته شده توسط افسانه در یکشنبه شانزدهم مهر 1385 و ساعت 0:51 |
مطالب پيشين


Powered By
BLOGFA.COM



کپي برداري از مطالب وبلاگ فقط با ذکر منبع مجاز ميباشد