تبليغاتX
افسانه








اومدم : اما

 

خدایش دلم نمی خاس تو این ماه چیزی بنویسم .

چون ؟

اومدم . اما باچشم گریان اومدم .

   اومدم . اما بادلی نالان اومدم .

------------------------------------

رفته بودم  تا که مهمانش شوم!

قرص نانی یابم و هم خوانش شوم

رفته بودم تا که محرم اسرارش شوم

دربر نامردمان انصارش شوم

...

 



نوشته شده در جمعه سی و یکم فروردین 1386 ساعت 23:59 توسط افسانه
[ ] | مطالب مرتبط ( شعر ) | لینک ثابت



آمار و امکانات

وبلاگ ما را صفحه خانگی خود کنید        اضافه کردن این سایت به علاقه مندیها !    لینک RSS    افراد آنلاين:     تعداد بازديدهای کل:

Designed by Mehran Rostami . Copyright © 2006-07 ParsiTheme.blogfa.com