
عمریست دلبسته ی دلبستگی هاتم
عمریست خسته ی جور و جفاتم
عمریست وقف تو کردم
همه ی ایام شبابم
عمریست صرف تو کردم
همه ی شور و نشاطم
عمریست دستت بگرفتم
که نیفتی ز پا هرگز
حال که افتاده ام از پا
بگرفتی دست خویش زدستم
حال که افتاده ام از پا
بگذشتی و بشکستی
پل پشت سرت را
بی من همه ایام بکامت باد
سختی و مشقت دور ز راهت باد
باقی عمرم همه بقای عمرت باد
قلب منه بشکسته فرش زیر پایت باد
مژگان ترم جاروب غبار راهت باد
ادامه...